ولایت
 

khalij fars bridge3 تحلیلی بر اهمیت استراتژیک پل خلیج فارس (حتماً بخوانید)

 مقدمه
ایده احداث  که مزیت های پرشماری برای ایران و منطقه بدنبال خواهد داشت به دهه ۵۰ و زمان ایجاد نخستین بندر آزاد تجاری ایران در جزیره قشم بر می گردد. در این راستا قرار بود که با یک پل سنگی از ناحیه «لافت» در میانه شمالی جزیره تا ساحل مقابل که حدود ۲ کیلومتر فاصله دارد، ارتباط زمینی بین قشم و سواحل جنوبی ایران برقرار و جزیره قشم به یک مرکز توریستی و تجاری بزرگ در دهانه خلیج فارس و تنگه هرمز مبدل شود. بنا به مستندات تاریخی به نظر می رسد طرح ساخت در آن زمان بیشتر به برقراری اتصال سرزمینی بین جزیره قشم و بندرعباس مرکز استان هرمزگان منحصر بوده است و شاید اهمیت استراتژیک این طرح در مباحث کلان اقتصادی به هیچ وجه مانند امروز مورد توجه قرار نگرفته بود. در حقیقت با کلید خوردن و آغاز عملیات اجرایی این پروژه عظیم در ۲۳ اسفند ۸۹ می توان گفت که ایده احداث  مرحله تئوری را پشت سر نهاده و با احداث این پل که قرار است تا فاصله زمانی ۱۳۹۲ خاتمه یابد، منطقه آزاد قشم می رود تا شاهد ثمرات این اقدام بعنوان «دروازه نوین تجاری ایران اسلامی» در آبهای نیلگون خلیج همشه فارس باشد.


 راه‌اندازی پل خلیج‌فارس ارتباط جزیره قشم با سرزمین اصلی برقرار می‌شود. در واقع قشم به عنوان بزرگترین جزیره ایران و خلیج فارس که نزدیک به دو برابر کشور بحرین است، در حال حاضر تنها از راه هوا و دریا با سرزمین ایران در ارتباط است و با ساخت این پل رفت و آمد به این جزیره با سهولت و با هزینه بسیار پائینی به انجام خواهد رسید. این پروژه حدود ۲ کیلومتر است و از این لحاظ حائز اهمیت زیادی است که سواحل جنوبی جزیره قشم را به شمالی ترین مناطق ایران متصل خواهد کرد و در زمینه انواع سرمایه‌گذاری‌ها بویژه سرمایه‌گذاری نفتی و سوخت‌رسانی به کشتی‌های غول پیکر می‌تواند مفید واقع شود. این پروژه چهار طرح بزرگ احداث پل خلیج فارس بین قشم و بندرعباس به طول تقریبی دو هزار و ۲۰۰ متر، توسعه و تجهیز بندر بین‌المللی کاوه، احداث راه‌آهن از بندر کاوه تا اتصال به شبکه راه‌آهن سراسری در محدوده بندرعباس و تکمیل و احداث بزرگراه زمینی از بندر کاوه تا بزرگراه سراسری بندرعباس را شامل می‌شود.
شایان ذکر است، در عرصه بین المللی و رقابت های ژئواکونومیکی احداث پل عظیم خلیج فارس که قرار است قشم را به بندرعباس متصل کند، اماراتی‌ها را که با تامین ظرفیت پهلوگیری کشتی‌های ۲۵۰ هزار تنی در بنادر «جبل علی» و «فجیره»، گوی سبقت را در این حوزه از ایران ربوده‌اند، نگران کرده است. در حال حاضر، بنادر جنوبی ایران تنها می‌توانند کشتی‌هایی با ظرفیت حداکثر ۱۰۰ هزار تن (چابهار ۱۰۰ هزار تن، اسکله شهید رجایی ۶۰ هزار تن، اسکله شهید کاوه قشم ۱۰۰ هزار تن و اسکله بندر امام در خرمشهر، کمتر از ۵۰ هزار تن) پذیرش کنند. از این رو، کشتی‌های خارجی حامل کالا به مقصد ایران، به جای پهلوگیری در بنادر جنوبی ایران، راهی اسکله‌های اماراتی می‌شوند تا محموله‌ها را از آنجا مجدداً با کشتی‌های کوچک‌تر به ایران ارسال کنند و کالاهای صادراتی ایران نیز برای بارگیری به کشتی‌های بالای ۱۰۰ هزار تن، ابتدا راهی امارات شده و از آنجا به نام صادرات مجدد امارات، راهی نقاط مختلف جهان می‌شوند. بر اساس برخی ارزیابی‌ها، اجرای این پروژه، بهبود ۴۰ درصدی در سرعت انتقال کالاها به ایران و از ایران به منطقه آزاد قشم جهت صادرات به بازارهای منطقه و نیز صرفه‌جویی ۳۰ درصدی در هزینه ورود کالاها به ایران را به همراه خواهد داشت؛ چرا که با بهره برداری از این پروژه محموله‌های تخلیه شده در قشم، به سرعت وارد ناوگان حمل ‌و نقل جاده‌ای و ریلی ایران شده و محصولات صادراتی ایران نیز با سرعت مناسب تری به ترمینال های دریایی منطقه آزاد قشم جهت صادرات مجدد صادرات می شود.

بار هویتی احداث پل خلیج فارس در منطقه

اصولاً هویت پدیده ای است که در بطن خصایص جغرافیای طبیعی و انسانی مکان جغرافیایی ریشه دارد. تا جایی که مجموعه ای از این خصایص به صورت ارزش های مشترکی بین یک ملت جلوه می کند، و به واسطه خودآگاهی افراد آن
ملت نسبت به آن خصایص، در شکل هویت ملی آن گروه انسانی تجلی می یابد. با این حال، باید توجه داشته باشیم که مکان های مختلف حامل بار هویتی متفاوتی برای گروه های انسانی هستند؛ و از طرفی نیز گروه های انسانی با زندگی در مکان های مختلف بار هویتی متفاوتی به آن مکان جغرافیایی می بخشند. در حقیقت، با توجه به مقدمه ای که بیان شد به راحتی می توان به اهمیت هویتی پل خلیج فارس در منطقه استراتژیک خلیج فارس پی برد. این پل با توجه به اینکه نام خلیج فارس را به یدک می کشد، در دروازه استراتژیک خلیج فارس نماد فرهنگ و هویت ایرانی خواهد بود. پیش بینی می شود با احداث پل خلیج فارس و برقراری ارتباط مستیقم بین جزیره قشم با سواحل جنوبی ایران و به تبع آن توسعه اقتصادی جزیره قشم، این جزیره در آینده نزدیک پذیرای جمعیت کثیری از نقاط مختلف ایران باشد که با استقرار این جمعیت انبوه در جزیره قشم و بویژه در صورت بکارگیری سیاست های کارآمد و کاملاً ژئواکونومیکی حتی می توان این جزیره را در موقعیت بالا دست تنگه استراتژیک هرمز به «هنگ کنگ» خلیج فارس تبدیل کرد.

khalij fars bridge2 تحلیلی بر اهمیت استراتژیک پل خلیج فارس (حتماً بخوانید)


در حال حاضر، هنگ کنگ یکی از مهمترین کانون های اقتصاد جهانی است که سرمایه گذاری هنگفتی در آن صورت گرفته است. به عبارتی هنگ کنگ مرکز تجارت جهانی در منطقه شرق آسیا و حوزه اقیانوسیه است و بسیاری از کشورها و شرکتها مرکز فعالیت های منطقه ای خود را در هنگ کنگ دایر کرده اند. از مهمترین دلایل انتخاب این جزیره به عنوان مرکز منطقه ای فعالیت های تجاری توسط شرکت های خارجی می توان به ارتباط کارآمد این جزیره با سرزمین اصلی چین و انتقال آزاد سرمایه و ورود و خروج روان کالا اشاره کرد. در حالیکه اگر جزیره قشم را با جزیره هنگ کنگ مقایسه کنیم، جزیره قشم نه تنها بلحاظ وسعت بلکه از جهات دیگری نیز نسبت به جزیره هنگ کنگ از برتری نسبی برخوردار است. در واقع با احداث پل خلیج فارس و اتمام طرح های مکمل آن نه تنها این جزیره از ارتباط بسیار قوی با سرزمین اصلی برخوردار خواهد بود، بلکه موقعیت حساس ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک این جزیره در دروازه استراتژیک خلیج فارس دیگر مزیت بسیار مهمی است که در دنیا بویژه در عرصه شبکه تجارت منطقه ای و جهانی کمتر جایی را می توان پیدا کرد که از چنین موقعیت ممتازی برخوردار باشد. همچنین، علی رغم اینکه مناطق آزاد ایران در طول حیات کوتاه خود به دلایلی معین در معادلات تجاری- اقتصادی منطقه از موفقیت خوبی برخوردار نبوده اند، اما بلحاظ ژئواکونومیکی باید فعالیت منطقه آزاد قشم در این جزیره را یک فرصت استثنایی در شبکه تجارت منطقه ای بحساب آورد که البته می توان با بکارگیری سیاست های علمی و عملی محدودیت ها و مشکلات موجود در زمینه های کارکردی مناطق آزاد را حل و فصل نمود.
در کل، چنین به نظر می رسد که با احداث پل خلیج فارس و به تبع آن رشد و شکوفایی جزیره قشم که خود می تواند به نوعی نقطه شروعی برای گسیل جریان توسعه از منتهی الیه سواحل جنوبی ایران به سمت مناطق مرکزی و شمالی تر باشد، شاهد به اهتزاز درآمدن جوهره هویت ایرانی که نمود کامل خواستن و توانستن هر فرد ایرانی است بر جغرافیای نیلگون آب های استراتژیک خلیج فارس باشیم.

اهمیت پل خلیج فارس در توسعه اقتصادی قشمبدون تردید، تحولی که با احداث پل خلیج فارس در ارتباط زمینی بین قشم و پهنه جغرافیای اصلی ایران ایجاد خواهد شد، این امر می تواند نقش بسیار مهمی در روند توسعه اقتصادی جزیره بر عهده داشته باشد. چرا که اولاً احداث این پل موجب خواهد شد که قشم از جزیره بودن خارج شود که این موضوع می تواند به نحو قابل توجهی حمل و نقل زمینی را متأثر سازد. از سوى دیگر، احداث این پل موجب تردد و بازدید بیشتر گردشگران و مسافران داخلی با کمترین هزینه همراه با وسایل نقلیه شخصی به این جزیره خواهد شد.

همچنین، با احداث این پروژه پل خلیج فارس می تواند به عنوان یک مسیر ارتباطی و انتقال کالا نقش بسیار مهمی در جهت دسترسی کشورهای محصور در خشکی بویژه کشورهای حوزه آسیای مرکزی و قفقاز به گستره آبهای گرم خلیج فارس ایفا نماید. بنابراین، پیش بینی می شود نقش پل خلیج فارس در حوزه های خدماتی، حمل و نقل، بارانداز، ترانزیت کالا و ورود و خروج جریان سرمایه خصوصاً به جزیره قشم پر رنگ تر خواهد بود. شایان ذکر است، با بهره برداری از این پروژه نه تنها می توان نسبت به تسریع و تقویت در روند ورود کالا و سرمایه از ایران و کشورهای حوزه شمالی ایران به جزیره قشم جهت صادرات به بازارهای منطقه امیدوار بود، بلکه انتظار می رود با بهره گیری از تمام امکانات و سیاست های کارا پل خلیج فارس نقش مهمی در مبادلات تجاری- اقتصادی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس و حتی کشورهای فرامنطقه ای با منطقه آسیای مرکزی و قفقاز بر عهده بگیرد. این در حالی است که علاوه بر پروژه پل خلیج فارس احداث راه آهن، اتوبان و اسکله کاوه نیز در این پروژه برنامه ریزی شده است که این امر به راحتی می تواند موجب شکوفایی و تقویت نقش آفرینی پل خلیج فارس در مسیر کریدور ارتباطی شمال- جنوب باشد. به تعبیر دیگری، اجرای طرح پل خلیج فارس در قشم دارای مزایای فراوانی خواهد بود، با اجرای این پروژه، قشم در کریدور ترانزیت شمال- جنوب قرار خواهد گرفت و به انبار بزرگ تجاری و مرکز توزیع وپخش کالا تبدیل خواهد شد. از مزایای دیگر اجرا و راه اندازی پل خلیج فارس می توان به کاهش هزینه های حمل و نقل حداقل به میزان ۳۰ درصد، کاهش زمان سیر کالا به میزان ۴۰ درصد و هماهنگی دو بندر کاوه در قشم و بندر شهید رجایی در بندر عباس با کارکردی مکمل اشاره کرد. با راه اندازی پل خلیج فارس، قشم به عنوان مرکز انبارداری و توزیع کالا برای کشورهای آسیای مرکزی خواهد شد، هزینه‌های حمل و نقل و زمان ترانزیت کالا از قشم کاهش و قیمت تمام شده کالا و خدمات به دلیل وجود شبکه حمل و نقل ریلی و جاده‌ای کاهش خواهد یافت. همچنین اجرای این پروژه باعث خواهد شد تا حضور سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی در قشم افزایش یابد و این منطقه در مسیر ترانزیت کالا قرار بگیرد و با شناسایی ظرفیت های صادرات کالا درآمد سرانه ساکنان و فعالان اقتصادی در قشم افزایش یابد. پیش بینی می شود راه اندازی پل خلیج فارس باعث کاهش فقر و افزایش رفاه اقتصادی و اجتماعی و افزایش درآمد سازمان منطقه آزاد قشم به واسطه رشد فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط، افزایش تمایل مسافران برای سفر به قشم از نقاط مختلف ایران و حتی خارج از کشور خواهد شد. آثار و نتایج مثبت و چشمگیر این طرح در زمینه‌های سیاسی و حتی نظامی نیز قابل پیش بینی است که از آن جمله می توان به افزایش درآمد ملی از طریق پذیرش نقش ترانزیتی و مبادلاتی (مرکزیت انبارداری و توزیع کالا) درمنطقه، بهبود بخشیدن به شاخص های کلان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در قالب یک طرح ملی، ایجاد یک تحول تاریخی در منطقه خلیج فارس از حیث صنعتی و تجاری و مشارکت در طرح پایلوت پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی به عنوان گام نخست از طریق قشم اشاره کرد.

اهمیت ژئوپلیتیک پل خلیج فارس

اصولاً زمانیکه از اهمیت ژئوپلیتیک یا اهمیت جغرافیایی- سیاسی فضاهای جغرافیایی بحث می شود، نقطه تمرکز تمام این مباحث تبیین ارتباط دو سویه بین فضای جغرافیایی مورد نظر با ارزش های سیاسی- اقتصادی و حتی نظامی است. به عبارتی اهمیت ژئوپلیتیک فضاهای جغرافیایی به تبیین جایگاه جغرافیایی- سیاسی فضاهای مورد نظر در بین فضاهایی می پردازد که از ارزش سیاسی- اقتصادی- نظامی برخوردار هستند. شایان ذکر است بار سیاسی- اقتصادی- نظامی فضاهای جغرافیایی محصول کنش های متقابل رقابت های بین دولت ها یا بازیگران سیاسی برای مالکیت یا کنترل بر ارزش های جغرافیایی اعم از طبیعی یا انسانی است. بنابراین، با توجه به اینکه ارزش های جغرافیایی در زمره منافع ملی و جمعی محسوب می شوند، خالق نوعی بار سیاسی- اقتصادی یا نظامی برای فضاهای جغرافیایی هستند و این موضوع باعث می شود که فضاهای جغرافیایی در کانون رقابت های بین دولت ها از اهمیت ژئوپلیتیکی برخوردار باشند.

khalij fars bridge1 تحلیلی بر اهمیت استراتژیک پل خلیج فارس (حتماً بخوانید)

اهمیت ژئوپلیتیک پل خلیج فارس بیش از همه محصول موقعیت جغرافیایی آن در قسمت بالا دست تنگه هرمز که از آن به عنوان دروازه ورودی و خروجی خلیج فارس یاد می شود می باشد. در واقع پل خلیج فارس از یک طرف سواحل منتهی به تنگه هرمز از سمت شمال را به خاک ایران و در واقع گستره جغرافیایی اروراسیا پیوند می دهد. شایان ذکر است، اهمیت استراتژیک تنگه هرمز با توجه به عبور حجم بالا و غیر قابل جایگزین حامل‌های انرژی از آن غیر قابل انکار است. این مساله با توجه به کم عرض بودن مناطق قابل کشتیرانی در این تنگه که در حدود ۳ کیلومتر برای هر یک از خطوط رفت و برگشت است، اهمیت تسلط و کنترل بر این منطقه را دو چندان می‌نمایاند. بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه ۱۶٫۵ تا ۱۷ میلیون بشکه نفت خام از منطقه خلیج‌فارس عمدتاً به مقصد ژاپن، آمریکا، اروپای غربی و دیگر کشورهای آسیایی صادر می‌شود که تمام آن از تنگه هرمز عبور می‌کند و این خارج از حجم عظیم فرآورده‌های نفتی، گاز مایع و مایحتاج کشورهای منطقه است که از این تنگه عبور می‌کند. در واقع بر اساس آمارهای موجود حداقل ۸۸ درصد نفت عربستان سعودی، ۹۰ درصد نفت ایران، ۹۸ درصد نفت عراق، ۹۹ درصد نفت امارات متحده عربی و ۱۰۰ درصد نفت کشورهای کویت و قطر از تنگه هرمز عبور می‌کند که در مجموع می‌توان گفت ۹۰ درصد صادرات نفت تولید کنندگان خلیج فارس توسط تانکرهای نفتی از این مسیر عبور می کند. به طور کلی، سالانه بیش از ۱۲ هزار کشتی نفتی و تجاری از تنگه هرمز تردد می کنند.. اداره اطلاعات انرژی آمریکا عبور این میزان نفت خام از تنگه هرمز را به معنای عبور ۴۰ درصد از نفت عبوری از دریا و ۲۰ درصد از کل نفت دنیا از این آبراهه استراتژیک می‌داند.

از طرف دیگر، با توجه به پتانسیل هایی که از توان ترانزیتی تنگه هرمز ذکر شد، پل خلیج فارس سرزمین اصلی ایران را مستقیماً به مهمترین آبراه استراتژیک انرژی جهان پیوند می دهد. این موضوع می تواند در رقابت های سیاسی- اقتصادی و حتی نظامی موجب تقویت توان عملکردی ایران در کنترل بر جریان ورود و خروج از خلیج فارس باشد. از این گذشته، با بهره برداری از پل خلیج فارس و برقراری ارتباط مستقیم و پایدار بین جزیره قشم و سرزمین اصلی ایران می توان زیرساخت های مجهزتر و گسترده ای در سواحل جنوبی قشم برای ارائه انواع خدمات رفاهی، حمل و نقل، صنعتی، بیمه ای، بانکی، تکنولوژیکی و حتی لجستیک به کشتی های در حال عبور از تنگه ایجاد نمود. لازم به یادآوری است که تحقق چنین موفقیتی در عرصه حمل و نقل و خدماتی در دروازه استراتژیک خلیج فارس می تواند باعث تحولی جدی در عرصه رقابت های سیاسی- اقتصادی ایران با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و بویژه امارات متحده عربی باشد.

شواهد موجود حاکی از آن است که از همان روز پنجم فروردین سال ۱۳۵۴ که استاندار وقت استان هرمزگان اعلام کرد: «جزیره قشم، که بزرگترین جزیره خلیج فارس است با نصب یک پل به هرمزگان متصل می‌شود.» نگرانی و اضطراب در دل اماراتی‌ها به‌وجود آمد و هنوز هم نام این پل برای اماراتی ها رعب آور است. چراکه در حال حاضر، بنادر جنوبی ایران تنها می‌توانند کشتی‌هایی با ظرفیت حداکثر ۱۰۰ هزار تن را پذیرش کنند . این در حالی است که در خطوط کشتیرانی جهان، بسیاری از کشتی ها ، با ظرفیت های بسیار بیش از این – که بعضا به ۲۵۰ هزار تن می‌رسند – تردد می‌کنند و اتفاقاً بخش عمده‌ای از تجارت بین الملل نیز بر محور این کشتی‌هاست. از سوی دیگر بنا به گفته کارشناسان اقتصادی، توسعه نیافتگی بنادر ایران در پذیرش کشتی‌های غول‌پیکر، خواسته قلبی اماراتی‌هاست. زیرا آنها توانسته اند در سال های گذشته ظرفیت بنادر خود را گسترش دهند؛ حتی به گونه ای که کشتی‌های ۲۵۰ هزار تنی به راحتی در بنادر امارات مانند بندر جبل علی و فجیره، پهلو می گیرند. این وضعیت باعث می شود بسیاری از کشتی های خارجی که کالاهایی به مقصد ایران حمل می کنند، به جای پهلو گرفتن در بنادر جنوبی ایران، راهی اسکله های اماراتی شوند تا در آنجا پس از تخلیه بار، محموله ها مجدداً با کشتی های کوچکتر به ایران ارسال شود. همچنین بسیاری از کالاهای صادراتی ایرانی هم برای بار شدن بر کشتی های بالای ۱۰۰ هزار تن، ابتدا به امارات می روند و از آنجا در قالب صادرات مجدد امارات، راهی نقاط مختلف جهان می شوند. گذشته از این مورد، کشتی های عظیم الجثه باربری که در منطقه تنگه هرمز و خلیج فارس تردد می کنند برای خدمات بندری مانند سوخت گیری، به جای آن که به بنادر ایران مراجعه کنند (که از نظر مسافت نیز مقرون به صرفه تر است) ناچار به بندرهای عربی می روند. برخی آمارها حاکی از آن است که امارات تنها از رهگذر ارائه خدمات بندری به کشتی ها، سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد دارد، درآمدی که می توانست نصیب ایران شود و به آبادانی جنوب کشور کمک کند. این پروسه یک درآمد دائمی، بدون دردسر و البته فوق العاده را برای اماراتی ها رقم زده است و بنابراین هر اتفاقی که بتواند لطمه ای به این «درآمد رویایی» بزند، حکم یک خبر فوق العاده بد را برای آنان خواهد داشت.

نتیجه گیری

پل خلیج فارس یکی از مهمترین پروژه‌های ملی به شمار می رود که از سال ۱۳۵۱ وعده اجرایی آن داده شده بود، اما به دلایلی این پروژه مسکوت مانده بود تا اینکه بار دیگر در اسفند ماه ۸۹ از سر گرفته شد. در مجموع با توجه به پتانسیلی که از نظر نوع مسیرهای ارتباطی در این پروژه پیش بینی شده است و نیز طرح های مکمل مانند اسکله کاوه که نمی توان آن را کافی دانست، به نظر می رسد با بهره برداری از این پل و نیز طرح های زیرساختی مکمل شاهد تحولی بزرگ و تاریخی در عرصه فعالیت های ترانزیتی ایران در مسیر کریدور شمال- جنوب باشیم که حتی می تواند بلحاظ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک موجب تقویت نقش آفرینی ایران در منطقه باشد.


نوشته شده در تاريخ ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ توسط ناشناس