رمضان؛ ماه فزونی خوبی ها

سلامتى نعمتى است که اهمیت آن بر هیچ کس پوشیده نیست. دین مقدس اسلام نیز که پاسخگوى همه نیازهاى فردى و اجتماعى جامعه بشرى است به طور ویژه به این موضوع توجه نموده است. حضرت على(ع) در نهج البلاغه، سه چیز را به عنوان نعمت‏ هاى بزرگ براى انسان مى‏ شمارد که یکى از آنها نعمت سلامتى است. 
روزه از جمله احکام انسان ساز اسلامى است که نقش عمده ای نیز در سلامتى و درمان بیماری هاى جسم ایفا مى ‏کند. در روایات متعددى به فواید جسمى روزه تصریح شده است. پیامبر اکرم (ص) در این زمینه مى‏ فرمایند: "روزه بگیرید تا بدن سالم داشته باشید."(الدعوات/ 76)
معده و دستگاه گوارش از اندام پرکار بدن آدمی است؛ با سه وعده غذا که معمول مردم است؛ تقریباً در همه ساعات دستگاه گوارش به هضم و تحلیل و جذب و دفع مشغول است. روزه باعث می شود از یکسو این اعضا استراحت کنند و از فرسودگی مصون بمانند و نیروی تازه ای بگیرند.
همچنین اگر در طول سال بنا به هر عللى، ذخائر و چربى‏ هاى جذب نشده در بدن انسان انباشته شود، بدن فرصت آن را دارد که سالی یک بار، در طول مدت یک ماه روزه دارى، بطور تدریجى و بدون هیچ گونه عارضه جانبى، چربى‏ هاى ذخیره شده را بسوزاند و بار بدن را سبک کند. به همین دلیل روزه و امساک از خوردن و آشامیدن، عالی ترین روش درمانی است. 

رمضان، ماه دعا است. رسول خدا (ص) درباره دعا کردن در ماه رمضان چنین می فرماید: "هان ای مردم، در ماه رمضان و به هنگام نماز دست هایتان را به دعا بسوی پروردگار متعال بلند کنید که چنین لحظاتی، با فضیلت ترین لحظات زندگی شماست که در آن هنگام خداوند، با دیده محبت به بندگان نظر می افکند." البته دعا دارای آداب و شرایطی است. توجه به عظمت و قدرت خداوند متعال از یک سو، و نیازمندی و فقر از سوی دیگر، آدمی را به این حقیقت می رساند که اگر بخواهد در محضر خداوند حاضر شده و از خوان بیکران نعمت او نیاز خود را برآورده سازد، باید آداب دعا را رعایت نماید. یعنی همانگونه که اگر کسی برای درخواستی نزد دیگری می رود، از قبل مقدمه چینی می کند، ادب را رعایت نموده و به شیوۀ مخصوص طلب حاجت می کند، زمانی که نزد خداوند متعال نیز می رود، باید آداب و اصولی را رعایت کند. این آداب و اصول در قرآن و یا به وسیلۀ ائمه اولیا الهی در احادیث بیان شده است. نکته مهم در این آداب این است که کسی که دست به دعا بر می دارد باید قبل از هر چیز به خداوند حُسن ظن داشته باشد. دعا کننده باید با تمام وجود و از عمق دل و جان دعا کند و بداند که خداوند بینا و شنوا است، و هر آنچه را انجام می دهد و یا بیان می کند، همه را خداوند شاهد و ناظر است و قادر است که تمام خواسته ها را در کمترین زمان ممکن برآورده سازد. 

سر نهادن به آستان خداوند و روی آوردن به خانه او ، قلبی پاک و نیتی صادق و دلی خالی از حرام را می طلبد. نقل است مردی از بنی اسرائیل سه سال به درگاه خداوند دعا می کرد و فرزندی می خواست. اما هیچ آثاری از استجابت دعا را ندید. پس رو به آن ذات بی همتا کرده و گفت: "پروردگارا ! آیا آن چنان از تو دور شده ام که دعایم را نمی شنوی یا اینکه نزدیکم، ولی دعایم را مستجاب نمی کنی؟ پس شبی در خواب شنید که تو سه سال با زبانی هرزه گو و قلبی آلوده و نیتی ناپاک ما را خواندی! اگر می خواهی به خواسته ات برسی، زبانت را حفظ کن و قلبت را برای خدا پاک گردان و نیت ات را نیکو کن! چون از خواب برخاست، عزم خود را جزم کرد، و به آنچه دستور داده شده بود عمل کرد، تا پس از یک سال به خواسته خود رسید."(عده الدعی)

دعا برای دیگران یکی از جلوهای زیبای آدمی و انسانیت و پا گذاشتن بر خود بینی هاست. کسی که برای گشایش امور دیگران، به حقیقت طلب خیر می کند، و در رفع مشکلات مقدم شان می دارد، در واقع بر خود خواهی ها و خود بینی های خود پا گذاشته و به رضای خداوند نزدیک تر گشته است. در چنین حالتی دعایش زودتر به اجابت می رسد. چنانکه پیامبر اکرم، محمد مصطفی (ص) فرمود: "آن کس که به هنگام دعا، ابتدا چهل تن از برادران ایمانی خویش را یاد کند، خواسته اش درباره خود و آن چهل نفر مستجاب خواهد شد." در حدیث است که امام صادق(ع) فرمودند: "هر کس در غیاب برادر مؤمن خویش برای او دعا کند، از آسمان ندا داده می شود، ای فلانی برای توست مانند آنچه را که برای برادرت درخواست نمودی و برای توست صد هزار برابر آن." 

از دیگر عوامل مؤثر در اجابت دعا، گروهی بودن آن است و این نشانه اهتمام اسلام به جمع و اجتماع است. یکی از حکمت های آن، این است که هر چه افراد، بیشتر باشند، هر یک به سهم خود و نسبت به خصایل نیکویی که دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت، نزدیکتر می کنند. امام صادق (ع) فرمود: "هرگاه امری پدرم (امام باقر) را محزون می کرد، زنان و کودکان را جمع نموده، دعا می کرد و آنها آمین می گفتند." (اصول کافی/ جلد 4) چرا که خداوند خود وعده فرموده: "هیچ چهل نفر مردی برای دعا گرد هم اجتماع نمی‌کنند (دعا نمی‌کنند) جز اینکه خداوند، دعای آنها را مستجاب می کند. پس اگر چهل نفر نبودند و چهار نفر بودند، ده بار خدای عزوجل را بخوانند، خداوند دعایشان را اجابت می کند و اگر چهار نفر هم نباشند و یک نفر باشد، چهل مرتبه خدا را بخواند، پس خدای عزیزِ جبار دعای او را اجابت می‌نماید." (اصول کافی / جلد 4) 

یکی از دیگر سنت‌های پسندیده در ماه مبارک رمضان، اکرام و تکفل یتیمان است که در آیات و روایات اسلامی، رهنمودهای فراوانی درباره آنها ذکر شده است. چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: "خدا بر نیکی به یتیمان به سبب جدایی آنان از پدرانشان ترغیب فرمود، پس هر کس از آنان حفاظت کند خدا از وی حفاظت می‌کند." در این ماه، مسلمانان بیش از پیش به یتیمان توجه داشته و تلاش می کنند فرصت رمضان را غنیمت شمرده و در اطعام و یتیم نوازی از یکدیگر سبقت گیرند. خدواند نیز به مومنان وعده داده است که به حسنات ده برابر پاداش می‌دهد.
آورده اند که عارفی به نام "عبدالجبار مستوفی" به حج می رفت که هزار دینار همراه خود داشت. از کوچه های کوفه می گذشت که گذرش به خرابه ای افتاد دید. زنی در خرابه دنبال چیزی می گردد که ناگاه چشمش به پرنده ای مرده افتاد آن را سریعاً برداشت و زیر چادر خود پنهان کرد و راه خانه اش را در پیش گرفت. عبدالجبار با خود گفت که دنبال او بروم و ببینم که قضیه از چه قرار است.

دنبال زن رفت تا به خانه اش رسید. زن سریع وارد خانه شد. کودکانش خوشحال به طرف او دویدند و گفتند: "مادر! برای مان چه آورده ای که از گرسنگی هلاک شدیم." زن گفت: "دلبندانم! برای شما مرغی تهیه کرده ام الان برای شما بریان می کنم." عبدالجبار چون این سخن را شنید به شدت گریست و از همسایگان زن، احوال او را پرسید. گفتند: "او زن عبداللّه بن زید است که شوهرش را حجاج ثقفی کشته و چند کودک یتیم دارد."
عبدالجبار با خود اندیشید درِ خانه را زد و آن هزار دینار را به آن زن بخشید و بازگشت و آن سال را به سقائی در کوفه مشغول گردید و به حج نرفت. وقتی که موسم حج به پایان رسید و کاروانیان از سفر خانه خدا بازگشتند، مردم به استقبال آنها شتافتند. عبدالجبار نیز رفت و چون نزدیک قافله رسید، دید غریبه ای جلوتر از همه می آید.

غریبه سلام می کند و می گوید: "ای عبدالجبار! از آن روزی که هزار درهم به من سپرده ای دنبال تو می گردم. بیا زر خودت را بگیر" و کیسه ای به عبدالجبار داد و ناپدید شد. عبدالجبار داخل کیسه را نگاه کرد و با تعجب فراوان دید که ده هزار دینار سرخ در کیسه است. ندائی از آسمان آمد که ؛ "هزار دینار در راه ما بذل کردی و ما ده برابر به تو عطا نمودیم و فرشته ای را مأمور ساختیم تا از جانب تو هر سال تا آخر عمرت، حج به جا آورد و بدانی که ما اجر هیچ نیکوکاری را ضایع نمی سازیم."

/ 0 نظر / 14 بازدید